farfaraway

يه روز تابستونی!

هوا پاک تاريکه و سردمه٬ انگار تازه اوايل دی ماهه. پشت پنجره بلورای يخ دارند سرسره بازی می کنن يعنی که هوا داره يه نمه گرم می شه تا بلورای يخ قبل از مردنشون يه کم هم شده برقصن و خوش  باشن!

می زنم بيرون با شال و کلاه! يکی دو تا لباس روی هم به اندازه کافی گرمت می کنه. چه بويی لواشکی می آد انگار فرحزاده! چه دلپيچه ای دارم يا سرگيجه! چه می دونم فقد می دونم به سختی می تونم راست راه برم

راه به راه٬ کاميون کاميون دارن کمپوست خالی می کنند و بوی لواشک و هله هوله فروشی های فرحزاد رو راه انداختند. چه حالی دارن کله صبح شنبه.

Michael از اين بو خوشش می آد٬ می گه بوی ترشی می ده. آدم به اشتها می آد. حالا ديگه رفته جنوب اينترنشيپ. حالا می تونه با خيال راحت دست کنه تو جيبش و هی برای تاتيانا بلوز صورتی بخره و هر دفعه که من اين پليور يقه دار صورتی ام رو پوشيدم نگه Preفty in Pink و بعدش هم تندی بگه که تاتی خيلی صورتی دوست داره!

ولی حيف که نيست که بوی لواشک اشتهاش رو باز کنه و هوس يه کباب (Barbecue) به سبک کارولينای جنوبی کنه و سر ظهر يادش بره که می خواستيم بريم دور Beebe lake بدوييم.

سردمه و هوا همچنان تاريک! سرمای اول صبحی رفته تو جونم و صدای قرچ و قوروچ استخونام رو می شنوم. يه چای زنجبيلی داغ درمون اين سرما و سرگيجه يا دلپيچه است. بايد بدوم تا گرم شم!

   + Born in Dec ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

 

تو گرسنه نيستی

    غذا را ملامت مکن

   + Born in Dec ; ۳:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

Prostitution

توی آمستردام يه خيابونی بود که ما يه شب همين جوری گذرمون افتاد... تمام Sex Shop. تمام مغازه ها دخترای Hooker تقريبا Bare وايساده بودن پشت ويترين (که البته صحنه چندان دلچسبی نبود) بعدا که دوباره توی ژانويه برگشتم يه کم هوا سرد شده بود ديگه بيرون پيداشون نمی شد ولی همچنان توی مغازه ها و بارا بودند با همون اندک لباس کذايی!!!

البته هلند تنها کشوری نيست که Prostitution قانونی داره. کانادا (البته با محدوديت هايی) خيلی از کشورهای اروپايی جنوب شرقی آسيا هم اين فرايند به صورت کاملا قانونی انجام می شه ولی جالب ترين موارد «ايران»‌ و «اسراييل» هستند!!! توی ايران که صيغه موقت يه جورايی کلاه شرعيه و مشروعيت دادن به پديده Prostitution است (و والبته در ۱۹۲۵ رژيم سابق اعلام می کنه که Prostitution  خودش جرم نيست ولی مجبور کردن زنان به Prostitution  جرم است) و تل آويو هم که is the most brothel capital of the world و در اين مورد حرفی نيست. نيوزلند در سال ۲۰۰۳ قانونی رو تصويب می کنه که تمام Hookerها اعم از سازمان يافته و انفرادی خيابونی توی اين کشور قانونی می شن و به عبارتی ديگه Prostitution در نيوزلند جرم نيست!!!! البته به شرط اينکه Hooker بالغ باشه و می تونند که گواهينامه Online هم بگيرند

مورد کشورهای جنوب شرقی آسيا مورد جالبيه. تو فيلیپين مثلا پديده Prostitution   رو Technicallyدر نظر بگيری غير قانونيه ولی زمان جنگ به خاطر تقاضای بالای سربازای امريکايی اين پديده رونق می گيره. و الحق که تصميم گيرنده های اين مملکت  آدم های با فکری هستند... Hookerها معمولا همون Bagirls هستند که بهشون کارمند امور مشتريان (ترجمه بنده از Customer Relation Officer البته) می گن و ID دولتی دارن هر سه ماه  يه باار بايد تست HIV بدن و لابد ماليات هم می دن. البته ناگفته نماند که اين حرفه مخصوصا توی شهرای کوچيک نون شب خيلی از خانواد ه ها رو تامين می کنه و بنابراين کسی صداش هم در نمی آد.

تايلند که ديگه مشهوره به جهت تاريخی بودن پديده Prostitution که جزيی از فرهنگ مردمه. البته وقتی امريکايی ها زما جنگ اين کشور رو کشف کردند (!!!) به خاطر فشار شديد دولت آمريکا اين پديده غيرقانونی اعلام شد ولی کی می تونه از پول چشم بپوشه که اين برادرای تای ما بپوشن؟ بنابراين عليرغم غيرقانونی شدن Prostitution مراکز خدمات ويژه (Special Services) از اين قوانين معافند. بنابراين در تايلند هم Prostitution is technically illegal!!!

بين ايالت های مختلف امريکا هم نوادا مورد جالبيه. طبق قانون اين ايالت اگه جمعيت يه County (فکر می کنم که شهرستان معادل دقيق County باشه) کمتر از ۴۰۰ هزار نفر باشه اون شهرستان می تونه Licenced brothel داشته باشه و بنابراين تا ۲۰۰۵ تمام شهرستان ها به استثنای Clark County می تونستن Brothel قانونی داشته باشن.

جالب اينکه امريکا برای نظامی هايی که تو پايگاه های نظامی هستند Hooker می فرسته. وقتی اينو شنيدم فکر می کردم که اين امريکايی ها که چشم دولت رو در می آرن اگه بفهمن که پول مالياتشون می ره توی جيب Hookerها!!!

به هر حال چه قانونی چه غير قانونی چيزی که توی تقريبا توی تمام دنيا عموميت داره نفرت مردم از Hookerهاست. Hooker توی کوری رو به يادتون می آرم که وقتی فريادزنان و برهنه از هتل اومد بيرون پليسی که داشت می بردش پيش خودش فکر می کرد که اين آدم که ماليات نمی ده و درامدش هم بدک نيست حقشه که کور بشه (اقتباس از کوری و حواشی از خودم!)

   + Born in Dec ; ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

هسته و تخمه

به نظر شما وقتی می گن «ايران امروز ايران هسته ای است» يعنی چی؟ حالا خوبه Nucleus را تو فارسی «هسته» ترجمه کردن وگرنه اگه اولين مترجم مثل بنده دهاتی بود و ترجمه می کرد «تخم» اونوقت تکليف ايران امروز چی می شد؟

راستی اگه تو يه جای گرمتر از ولايت ما زندگی می کنين و ميوه های نوبرونه کم کم دارن می رسن و لااقل الان گوجه سبز و چاقاله بادوم دارين بخورين و جای ما رو هم خالی کنين. حتما هم ياتون باشه که هسته ها رو دور بياندازين وگرنه اگه قورتشون بدين هسته ای می شين!!

   + Born in Dec ; ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()