farfaraway

رابين دوست مارکوس

ديشب٬ رابين يه دختر ۴-۵ ساله٬ مهمون ما بود. رابين در واقع دختر استاد راهنمای مارکوس بود. سر شام بچه ها شروع کردند به حرف زدن با رابين و نوبت رسيد به سوال معروف وقتی بزرگ شدی می خوای چی کاره بشی.

از اونجايی که مامان و بابای رابين هر دوتاشون فيزيکدان هستند٬ مارکوس پرسيد: رابين وقتی بزرگ شدی می خوای دانشمند بشی؟ گفت:

I do not know. Actually I am considering it, but I am not pretty sure

ازش پرسيدم چی کاره دوست داری بشی؟ گفت:‌

I like to be a book illustrator. Then I will send out letters to authors and ask them if they have written a book that I can illustrate it for them

من که دهنم تا بناگوش باز مونده بود پرسيدم: حالا برای چه جور کتابايی می خوای نقاشی بکشی؟ گفت:

I like to illustrate children's book. I will illustrate so many different children that any kid find one that is like him. They will say:  look this is me, or this is my baby brother or this is my friend

نمی دونم رابين وقتی بزرگ شد چی کاره می شه٬ ولی می دونم که من از حرف زدن باهاش کلی لذت بردم حتی بيشتر از گپ زدن با خيلی از بزرگترا...

   + Born in Dec ; ۳:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

دو دلار برای آب!

امروز راديو اعلام کرد که برای جلوگيری از اينکه آب ببردتون٬ تو مصرف آب صرفه جويی کنين يعنی که سعی کنين تا حد ممکن توالت را فلاش نکنين و از شست وشو خودداری کنين.

چند تا کانتی رو هم که آب برده يا داره می بره٬ البته به لطف خدا اينجا بعد از ۵ روز بارندگی حسابی هوا آفتابی شده چه آفتابی.

   + Born in Dec ; ٢:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ تیر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

خط بد

او هر كاري مي كند خطش تربيت نمي شود. برايش حرف مي زند. نازش مي كند. تابش مي دهد. خط هاي حسابي را نشانش مي دهد. از خط هاي پدرمادردار برايش مثال مي زند. خط هاي امروزي را رديف مي كند. نه، باز هم خطش آدم نمي شود. دوباره به بي راهه مي زند و كج و كوله مي شود .
او براي خطش جاده رسم مي كند. كاغذ خط دار زير دستش مي گذارد. علامت گذاري مي كند. نه، دوباره راه خودش را مي رود. زيگزاگ مي رود. تاب برمي دارد. قلمبه مي شود. گلوله مي شود. قل مي خورد و رو به پايين مي رود. به زمين نخورده، قيژي مي كند و اريب مي رود رو به بالا.
او خط بدش را مي فرستد كلاس خوش خطي. معلم خصوصي برايش دست و پا مي كند. سي دي آموزشي كرايه مي كند. نه،  درست نمي شود. يك ذره خوب است، و بعدش كله معلق مي زند.
او دست خطش را مي گيرد. آرام مي بردش جلو. خط بد يك قدم خوب مي رود، دو قدم، سه قدم، قدم چهارم سقوط مي كند و مي افتد.
او عصباني مي شود. خط بد را تهديد مي كند. برايش خط و نشان مي كشد. مي گويد هر جور كه مي خواهد باشد، ديگر مهم نيست.و مي گذارد و مي رود.
خط بد گلوله مي شود. مچاله. تنها. رنج مي كشد. روزها و شب ها. فايده اي ندارد. همه چيز تمام شده. خط بد مي نشيند و خوش خط ترين نامه را براي او مي نويسد...

۳۱ خرداد ۸۵ ٬ دوچرخه

   + Born in Dec ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ تیر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

بارون

بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارونبارون بارون بارون

 

   + Born in Dec ; ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ تیر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()