farfaraway

I missed you so much

I missed you so much

۱. این آخر هفته هوا واقعا عالیه. اصلا محشره. آفتابی ولی خنک. جای همه خالی مخصوصا اونایی که توی گرمای ۴۰ درجه تهران دارن سوخاری می شن.

۲. همه دوستام رفتن برای یکی از این فستیوالای تابستونی. کلی ناز من رو هم کشیدن که باهاشون برم. ولی مگه این وجدان کاری می ذاره؟ گفتم الا و بلا من باید امروز کار کنم. تابستون تموم شد من هیچ کاری نکردم و از این حرفا.

حالا همه رفتن و علی مونده و حوضش. هیچ کی نیست باهاش لااقل چار تا کلمه حرف بزنم. از صبح به هر کی هم که زنگ زدم تلفنش روی پیغاک گیر بوده. آخه من دلم حسابی تنگه. یکی به من زنگ بزنه لطفا. I missed you so much!

   + Born in Dec ; ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()