farfaraway

عکس های قدیمی و آدم های فراموش نشدنی

ساعت دو  نیم نصف شب از بی خوابی نستالژیک شدم. گشتم و از توی کامپیوتر آجی بزرگه عکسایی رو که با خودم نبرده بودم پیدا کردم. عکسایی نه چندان قدیمی. شاید مال ۴-۵ سال پیش. به عکس خیره شدم و غیر از آجی بزرگه کسی رو نشناختم. خواستم رد شدم از عکس که یکی از قیافه ها رو شناختم (کی می تونه این صورت رو فراموش کنه؟) بعد یکی یکی صورت ها تبدیل شدن به خاطره هایی از دوستایی که نمی خواستم هیچ وقت فراموششون کنم...

یاد جمله آخر salinger توی ناطور دشت افتادم "که دلم برای همه اونایی که چیزی در موردشون گفتم تنگ می شه" پس می گم تا یادم بمونه تا دلم تنگ شه...

   + Born in Dec ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()