farfaraway

مهتاب

آسمون صافه صافه و حتی یه لکه کوچولوی ابر هم توش نیست. تختم رو می چسبونم به پنجره. دلم می خواد ماه کامل رو نگاه کنم. ماه کامل یه حس ماخولیایی بهم می ده. شاید می برتم به زندگی قبلیم... شاید یه سنگ بودم توی یه چشمه که یکی یکی شبای مهتابی رو توی دهنش ثبت کرده....

پشتم رو به پنجره می کنم و پتو رو تا زیر گوشم بال می کشم. باید بخوابم. فردا روز طولانی است!

   + Born in Dec ; ٩:۱۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()