farfaraway

خواب

دیشب یه خواب عجیب  دیدم. اینقدر عجیب که ساعت چهار و سی و دو دقیقه صبح دارم می نویسمش.

خواب ندیدم توی مثل برمودام یا عاشق شدم یا برگشتم ایران. هر چند که هر کدوم از اینا به اندازه کافی عجیب و غریبن!

خواب یه دختر نسبتا جوون رو دیدم که نامزد ریاست جمهوری شده توی ایران. یه دختر مانتو مقنعه ای٬ ۳۴-۳۵ ساله٬ نسبتا خوش بر و رو با قد متوسط و پوست نه چندان روشن٬ چشم و ابروی مشکی و صدای قشنگ٬ بدون هیچ لهجه خاصی.

لعنت به خواب که حتی وقتی می خوای بلافاصله ثبتش کنی خیلی از جزییاتش می پره! یادم نیست که خواب دیدم یا نه که انتخابات رو برد یا نه ولی یادمه که فیلمای تبلیغاتیش رو نگاه می کردم و توی خواب به نظرم خیلی موفق می اومد و شایدم هم بالاخره رییس جمهور شده باشه! توی خواب که ایرادی نداره.

نمی دونم لزوم حجاب به صورت فعلی اش یه قانون نوشته شده است یا نه. در ضمن نمی دونم آیا قانون اساسی ایران این اجازه رو از زن ها گرفته که رییس جمهور باشن یا اینکه اون هم یه قانون نانوشته است!

ولی ظاهرا  حداقل برای ضمیر ناخودآگاه من قوت قانون نانوشته اولی از دومی بیشتره! شاید هم از دومی اینقدر ناراضیه که به اولی اصلا اهمیتی نمی ده! نمی دونم

ولی این هم از خواب پریشان من!

پی نوشت۱. دیشب فارو نایس در مورد خوابهاش یه پست خیلی عالی نوشته بود. اینجا رو کلیک کنین.

   + Born in Dec ; ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()